کودک ایمن_ناجی فردا

آرامش از آن ماست

۱۴ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

سخن تازه، ایده نو

سخن تازه، ایده نو


خطرات یک روز با .......

 

چیزی که از اون روز یادم اینه که زمستون بود و مثل همه روز ها سرد، من هم از صبح برای کمک به دختر خاله ام توی درساش به خونه شون رفته بودم. بعد از کلی سرو کله زدن با دختر خاله ام خیلی خسته بودم و خوابم میومد؛ تقریبا ساعت 9 شب بود که همه داشتیم آماده میشدیم برای خواب و استراحت چون دختر خاله ام باید فرداش  میرفت مدرسه ، من رفته بودم پیش هلنا دختر خاله ی کوچیکم که اون موقع 7 یا 8 ماهش بود؛ هلنا روی تخت خوابش بود وداشت با اسباب بازی هایی که بالای تختش آویزون بود بازی می کرد و به شکلی غیر طبیعی خیلی ساکت بود و اصلا هیچ سرو صدایی نمیکرد، من هم راستش خیلی دقت نکردم؛ همون موقع خاله ام اومد داخل اتاق و ما مشغول صحبت شدیم. تقریبا 15 دقیقه ای گذشت ومن خیلی به رفتار هلنا مشکوک شدم چون میدونستیم که خواب نیست  رفتم بالای سرش و دیدم یه اتفاقی افتاده....

خاله رو صدا زدم و اومد بالای سرش و جیغ ممتدی کشید و نشست روی تخت! مدام می گفت حالا چی کار کنیم؟ حالا چیکار کنیم؟

حالا چی شده بود؟ کش اسباب بازی بالای تختش چند بار دور انگشتش پیچیده بود و طی مدتی که گذشته بود انگشتش ورم کرده و کبود شده بود و همین باعث سفت تر شدن کش به دور دستش شده بود. من وقتی این وضعیت رو دیدم یاد این افتادم که  قبلا طرز کار انگشتربر رو توی ایستگاه آتش نشانی دیدم و فکر کردم میتونم به همون روش عمل کنم؛ رفتم وسوهان ناخن خاله رو برداشتم و انداختم زیر کش. بماند که همچنان هلنا هیچی نمیگفت و با سر چاقو کش رو بریدم، فقط نمی دونم چرا هلنا در تمام این مدت هیچی نگفت وفقط به محض باز شدن کش گریه هاش شروع شد.

تنها فرق من با خاله ام این بود که من تا حدی آموزش دیده بودم،  ولی خاله ی من هل شده بودو استرس بهش اجازه درست فکر کردن رو نمیداد. بعد از باز شدن کش در کمتر از 15 دقیقه وضعیت به حالت عادی برگشت اما فردا صبحش، خاله ام اون اسباب بازی هارو از بالای تخت جدا کرد .......

شاید برای من مهم ترین کاری که کردم در سال 1393 آموزشام باشه مخصوصا آموزش 4 شنبه سوری ، وقتی که می دیدم بعد از حرف های من بچه ها میان ومیخوان بدونن که باید چیکار کنن که از این وسایل استفاده نکنن برای من بهترین لحظه بود یا 2یا 3 بار پیش اومد که توی خیابون خانومایی من رومی شناختن و گفتن که براشون یه سری اتفاق افتاده بوده و تونسته بودن از آموزشها استفاده کنن من واقعا خوشحال میشدم *****************




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
سخن تازه، ایده نو

سخن تازه، ایده نو


گوشه ی دیوار ساختمان کناری ، مقداری آجر و سیمان ریخته شده بود ، یک بنا و چند کارگر هم مشغول کار بودن، ساعت حدود نه و نیم شب بود ، خسته از راه طولانی دانشگاه به خونه مادربرزگم رفتم تا شب رو اونجا بمونم و فردا دوباره راهی بشم ، رفتم داخل اتاق دراز کشیدم که استراحت کنم، هنوز بیست دقیقه نشده بود و داشت چشمام تازه سنگین میشد که چشمتون روز بد نبینه؛ عزیز جون و آقا جون یه باره اومدن توی اتاق و گفتن درب ساختمان نیمه کاره کناری آتیش گرفته ، بلند شدم و از پنجره یه نگاه انداختم  هنوز کسی متوجه آتیش نشده بود و خود کارگرا هم داخل بودن ، عزیز جون هم موقع نماز از نور کنار پنجره متوجه شده بود  ، همین طور که داشتم میپوشیدم که بریم پایین ،گفتم آقا جون زنگ بزنید به آتش نشانی،در کمال ناباوری فریاد زد حاج خانم حاج خانم 115 رو بیگیر ، چشام گرد شده بود ، گفتم نه!!!! اون اورژانسه باید بزنید 125 ، آقاجونم که انگار داشت عصبی میشد گفت نه بابا جان 115 رو بیگیر شما !!!!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
سخن تازه، ایده نو

سخن تازه، ایده نو

                                       


پیشگیری از حادثه برای ما بسیار مهم است؛ اما زمانی که حادثه اتفاق می افتد مقابله با آن است که اهمیت پیدا می کند. آموزش مقابله با حادثه آنقدر مهم است که سن، جنس، میزان تحصیلات و.... افراد برای ما اهمیتی پیدا نمی کند چه برسد به اینکه فردی که آموزش می دهیم جزء کودکان استثنائی باشد. خیلی مهم است که این بچه ها بتوانند در زمان بروز حادثه از خودشان مراقبت کنند و با حادثه پیش آمده مقابله کنند.

این بچه ها در زمینه ایمنی آموزش های زیادی دیده اند که یکی از آن ها کار با خاموش کننده های دستی است.


شوق و ذوق بچه ها برای روشن کردن آتش وصف ناپذیر بود.

همه بچه ها مشتاق برای خاموش کردن آتش بودند.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
سخن تازه، ایده نو

سخن تازه، ایده نو

                             


کودکان و جشن قاشق زنی برای مراسم چهارشنبه سوری

                                                



شادمانی و بازی کودکان پس از مراسم جشن


کودکان مهم ترین مخاطبان ما هستند برای دریافت حس نو...


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
سخن تازه، ایده نو

سخن تازه، ایده نو

                 

                                    

            ایمنی یک حس است آن را به دیگر حواسمان اضافه کنیم...

ایمنی گمشده ای در زندگی روزمره است که گاهی اصلا نمیدانیم باید در کنارمان باشد و از یاد رفته ای که گاهی با علم و آگاهی از کنارش میگذریم...

آدمی حق دارد انتخاب کند، قدرت دارد به چیزی اهمیت دهد و چیز دیگری را بی ارزش شمارد...در مسلک ما اجبار معنایی ندارد، ایمنی یک پیشنهاد است برای تک تک همراهان ما... 

 

هنوز به یاد داریم خاطره ای از یک آتش نشان را در مورد زوج کهنسالی که "نیمه شب از زیرزمین بوی گاز حس میکنند و میدانند که نباید به کلیدهای برق دست بزنند، اما همه جا تاریک است و نیاز به نور دارند، پس فندک روشن میکنند و..."

آیا این آن زمان نیست که به جایی قدم میگذاریم و به وضوح میبینیم ناآگاهی ها بیشتر از اهمیت ندادن ها حادثه می آفریند!

در گوشه ای دیگر کودکانی در آتش ندانم کاری و سهل انگاری و بی توجهی میسوزند و اخبار دلخراشش در کوتاهترین زمان ممکن به گوشمان میرسد: "دانش آموزان شین آباد سوختند..."

این همان زمانیست که حیرت و افسوس در خاطر ما ماندگار میشود! 

در روزهای سرد هر روز و هر روز از دوست و همسایه و آشنا و غریبه میشنویم که چه ابتکارات خطرناکی درباره سیستمهای گرمایشی و گازسوزشان پیاده کرده اند و روزهایی را به یادمان می آورد که ما نیز هیچ چیز نمیدانستیم و مانند مردم دیگر کم اشتباه نبوده ایم و فقط می توانیم بگوییم معجزه در عصر حاضر هر روز و هر لحظه رخ میدهد، این است دلیل حیات دوباره...

 ما هنوز هم جزو همین مردمیم و می دانیم که:

همه از شعار خسته ایم...همه از پیروی دستورات محض خسته ایم...همه از کارهای نمایشی خسته ایم...

فکر و ایده نو زندگی بخش این حس نوست...

با کمک هم، همقدم و در کنار هم، این راه را آغاز کرده ایم و تلاشمان نو بودن و دوری از تکرارهاست...

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
سیزده به در-بخش دوم

سیزده به در-بخش دوم

      


 

    

کم کم داریم به پایان تعطیلات نوروزی نزدیک می شویم، بر طبق سنت و آیین باستان مردم ایران زمین هرساله بعد از پایان تعطیلات و روز سیزدهم نوروز به دامان طبیعت می رویم و با گذراندن یک روز خوب در کنار خانواده، خودمان را برای شروع دوباره کار و فعالیت های روزمره آماده کنیم.

برای اینکه در این روز دچار حادثه نشویم و به اصطلاح عامیانه نحسی سیزده (البته باور خرافی رایج بین مردم) دامانمان را نگیرد لازم است تا حواسمان به اطراف بوده و نکات ایمنی را رعایت کنیم.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
سیزده به در - بخش نخست

سیزده به در - بخش نخست

                      

                                                    

سیزده به در و روز طبیعت) سنت ایرانیان باستان و به مناسبت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکسالی اَپوش می‌باشد و از قبل از آشو زرتشت(180۰ قبل از میلاد) مرسوم بوده است.) چنانچه در کتاب "از نوروز تا نوروز" پژوهش و نگارش آقای کوروش نیکنام ماینده مجلس زرتشتیان) صفحه ۴۱ و ۴۲ آمده. «سیزدهم روز از ماه فروردین، تیر یا تِشتَر نام دارد. ایزد تیر یا تشترکه در اوستا، یَشتی هم به نام آن وجود دارد ایزد باران است و در باور پیشینیان پیش از آشو زرتشت برای این که ایزد باران در سال جدید پیروز شود و دیو خشکسالی نابود گردد باید مردمان در نیایش روز تیر ایزد از این ایزد یاد کنند و از او در خواست باریدن باران نمایند. در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت مردم به دشت و صحرا و کنار جویبارها می‌رفتند و به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و آرزوی بارش باران را از خداوند می‌نمودند. اکنون هم زرتشتیان از بامداد روز تِشتَر ایزد و فروردین ماه، سفره نوروزی را بر می‌چینند، خوردنی‌ها و مقداری آجیل و شیرینی‌های باقی‌مانده در سفره نوروز را با خود به طبیعت می‌برند، و شِشه سبزه‌های موجود در سفره را با خود برمی‌دارند و به دشت و صحرا و کنار چشمه‌ها یا آب‌های روان می‌روند. سبزهٔ خود را در کنار جویبارها به آب روان می‌سپارند و آرزو می‌کنند که سالی پربرکت و خرم داشته باشند. تا پسین آن روز را بیرون از خانه هستند و در طبیعت و میان سبزه و صحرا به شادمانی می‌پردازند.

         

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
خانه ای ایمن در برابر سرقت

خانه ای ایمن در برابر سرقت

خانه ای ایمن در برابر سرقت


 

وقــتی از افراد سوال میشه که اگه یه روزی قرار باشه به خونه شـما دزد بیاد و اموالتون رو سـرقت کنه ترجیح می دید توی خونه باشید یا خـارج از اون، نود درصدشـون دوست دارند که تـو اون لحظه بیرون از خـونه باشن تا علاوه بر از دسـت دادن اموالشون دچار سکته و بند رفتن زبانشان نشوند...

دزد هم یه آدمه مثل همه ما! چی باعث میشه که حتی از سایش هم دچار تپش قلب و ترس زیاد بشیم؟!؟!؟

تو گروه خود ما دو سه نفرمون تجربه آشنایی با جناب دزد رو داشتیم وخاطرش هیچ وقت از یادمون نمـیره و الان هم جزو اون دسـته از آدمایی هستیم که تـرجیـح میدیم تو خونه باشیم، چـون فـکر میـکنیم اگه از بیرون وارد خونه بشیم و بـبینیم چیزی از وسایلمون کم شده بیشتر سکته میکنیم!

  

خب بهترین راهکار اینه که مالمون رو سفت نگه داریم و بس...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
ایمنی خانه هنگام سفر (بخش سوم)

ایمنی خانه هنگام سفر (بخش سوم)


ایمنی خانه هنگام سفر

تمهیدات ایمنی به منظور جلوگیری از سرقت:                                         

باید راه‌های ورودی ساختمان را ایمن سازیم، به طور مثال جلوی درب چوبی آپارتمان، یک حفاظ آهنی نصب کنیم و درب راهرو و پشت بام را از یـاد نبـریم، همچنین مقـابل کلیه پنجره‌ها، نورگیر، پاسیو و روی دیـوارهای کوتـاه، حفاظ مقـاوم و مطمئن نصب کنیم.

                                                                                                                                                       

از قرار دادن نردبان، چهارپایه و نظایر آنها در کنار دیوارها خودداری کنیم.                                               

اگر از آژیر خطر یا دزدگیر استفاده می‌کنیم، ‌محل نصب آن جایی باشد که سارقان نتوانند به راحتی آن را تشخیص دهند، در صورت بروز عیب در سیستم دزدگیر، فوراً آن را برطرف کنیم و هنگام خروج از خانه فراموش نکنیم دزدگیر را روشن کنیم.

از قرار دادن کلید در محل‌هایی مانند زیر جاکفشی، زیر گلدان، بالای درب ورودی و سایر محل‌های قابل دسترسی خودداری کنیم.                                                                                                        

اگر توپی قفل درب ورودی یا پارکینگ،‌ به صورت برجسته است، دور جدار بیرونی آن را یک حلقه آهنی جوش دهیم.     

برای دربهای دولنگه حتماً قفل اضافه تعبیه کنیم و به قفل‌های معمول آن اکتفا نکنیم.                              

قفل‌هایی را که کلید یا کلید یدکی آنها گم شده و یا برای مدتی در اختیار دیگران بوده است، سریعاً تعویض کنیم.                                                                                                                                 

در صورت نقل مکان به خانه جدید یا هنگام عوض شدن مستأجر، حتماً قفل‌های درب اصلی را تعویض کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی
ایمنی خانه هنگام سفر (بخش دوم )

ایمنی خانه هنگام سفر (بخش دوم )

ایمنی خانه هنگام سفر


مطلب زیر قسمتی از پرونده‌های واقعی می باشد که ناجا با انتشار این مطلب به ارائه توصیه‌هایی پرداخته است تا مال خود را سفت نگه داریم و خودمان باعث دزدی از خانه مان در روز روشن و شب تاریک نشویم!

فردی با مراجعه به کلانتری، اظهار داشت که همه اموال با ارزش خانه پدرزنش به سرقت رفته است. او گفت: «چند روز پیش پدرزنم به همراه اعضای خانواده‌اش به مسافرت رفته بودند و به همین علت هر روز یک نوبت من و یک نوبت هم همسرم به خانه آنها سرکشی می‌کردیم. تا اینکه مجبور شدیم برای کاری به یک مسافرت یک روزه برویم، اما هنگام بازگشت مشاهده کردیم که دربهای ورودی خانه پدرزنم تخریب شده و مقادیر زیادی وجه نقد، طلاجات، ارز خارجی و همچنین خودروی سواری پارک شده در داخل حیاط خانه به سرقت رفته‌اند.» پس از ارجاع پرونده به اداره آگاهی، کارآگاهان در تحقیقات خود اطمینان پیدا کردند که سارقان از خالی بودن خانه اطلاع داشته‌اند! به همین علت به بررسی سوابق احتمالی دوستان، آشنایان و اهالی محل پرداختند و اطلاع پیدا کردند که یکی از مجرمان سابقه‌دار تا چند روز پیش در همان محله سکونت داشته است و توانستند او را در حال برداشت از حساب بانکی مالباخته دستگیر کنند. در تحقیقات به عمل آمده متوجه شدند که او با همدستی خواهر خود اقدام به دزدی کرده است. پس از دستگیری خواهر متهم، او اعتراف کرد که به واسطه دوستی و ارتباط با اهالی محل مطلع شده بود که یکی از همسایه‌ها به همراه خانواده‌اش به مسافرت رفته است و حداقل تا 10 روز آینده باز نخواهد گشت و پس از آنکه اطمینان یافتند که داماد مالباخته نیز به همراه همسرش به یک مسافرت یک روزه رفته است، اقدام به سرقت از خانه کردند.

در مورد دیگری خانم مسنی با مراجعه به کلانتری نزدیک محل سکونت خود، اظهار داشت که بیش از سی میلیون تومان طلا و وجوه نقد از خانه اش به سرقت رفته است.

او به ماموران کلانتری گفت: "برای نظافت خانه خود با یک شرکت خدماتی که کارت آن را داخل حیاط خانه پیدا کرده بودم، تماس گرفتم و جوان حدوداً 30 ساله‌ای از طرف شرکت به خانه‌ام فرستاده شد. پس از دقایقی او به بهانه انجام سریع‌تر کارها، با فرد دیگری تماس گرفت و از او خواست تا برای کمک به خانه من مراجعه کند. پس از آمدن نفر دوم، هر دو نفر برای نظارت به داخل یکی از اتاق‌ها رفتند و من نیز برای آماده کردن چای به داخل آشپزخانه رفتم. از آنجا که صدای جاروبرقی را می‌شنیدم، فکر می‌کردم که آنها مشغول کارند، اما پس از بازگشت به داخل اتاق، متوجه شدم که جاروبرقی روشن است، ولی کسی در خانه نیست. سریعا با تلفن‌های شرکت تماس گرفتم، اما هیچ کدام از شماره‌ها پاسخگو نبودند. بلافاصله به داخل اتاق رفتم و متوجه شدم تمامی طلاجات و وجوه نقدی که در داخل کمد نگهداری می‌کردم، به سرقت رفته‌اند"

در بررسی‌های انجام شده توسط پلیس آگاهی مشخص شد که این شرکت غیرواقعی بوده است و شماره‌های تماس روی کارت‌های تبلیغاتی نیز تنها دو شماره غیر ثابت (همراه) بوده‌اند. در ادامه تحقیقات، کارآگاهان با پی بردن به هویت این دو فرد و بررسی بانک اطلاعات مجرمان سابقه‌دار، متوجه شدند که متهمان از مجرمان سابقه‌داری هستند که پیش از این نیز به اتهام ارتکاب سرقت و کیف‌قاپی دستگیر شده‌اند و با تله‌گذاری برای سارقان، موفق به دستگیری آنها شدند.

این ها نمونه های کوچکی از بسیار مواردی است که افراد به راحتی و در اثر سهل انگاری یا ناآگاهی مال خود را از دست می دهند...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ناجی