در ساعت 9:45 دقیقه صبح روز 29 بهمن‌ماه سال 82 ، حادثه انفجار قطار ایستگاه خیام نیشابور رخ داد:

روزی که صدای مهیبی شهر را لرزاند. تمام شهر صحبت از این بود که چه اتفاقی افتاده ولی هنوز کسی نمی دانست که موضوع دقیقا چیست!

در این حادثه غم انگیز بیش از 750 نفر کشته و مجروح شدند. بیش از 300 نفر از مردم و مسئولان از جمله فرماندار، 2 معاون، شهردار، نیروی انتظامی، نیروهای هلال احمر و ... جان خود را از دست دادند و 25 آتش‌نشان از نیشابور، مشهد، درود، قدم‌گاه و مجتمع فولاد خراسان به شهادت رسیدند.


جزئیات حادثه از زبان سید مهدی حسینی، یکی از آتش نشانانی که از اولین لحظات اعلام حادثه در محل حاضر شده بود و آثار جراحت آن حادثه را هنوز می توان روی گردن ایشان دید...

آن روز با آقایان محمودی و رضایی در ایستگاه مرکزی(شماره یک) شیفت بودیم و ساعت از 4 صبح گذشته بود که اعلام شد چند واگن از ایستگاه کاشمر از انتهای قطار جدا شده، روی ریل اصلی قرار گرفته و به دلیل شیب دار بودن خط راه آهن به سرعت به سمت نیشابور در حرکت است. آن زمان زیر گذر خیام در حال احداث بود و تصمیم داشتند واگن ها را در این منطقه از خط اصلی خارج کنند و از آنجایی که احتمال آتش سوزی می رفت از نیروهای آتش نشان خواسته شد تا در آن منطقه حاضر شوند. علاوه بر ما یک تیم نیز از ایستگاه شماره سه آقایان گلریز و احمد آبادی نیز به محل اعزام شده بودند. ده دقیقه ای از حضورمان در زیر گذر خیام نگذشته بود که اطلاع دادند واگن ها در ایستگاه خیام واقع در روستای دهنو- هاشم آباد واژگون شده است.

از آنجایی که من به منطقه اشراف داشتم با هماهنگی انجام شده، تیم ما زودتر به محل اعزام شد. هوا گرگ و میش بود، بعد از عبور از بهشت فضل دود آتش سوزی در آسمان به چشم می خورد که از وسیع بودن حریق حکایت می کرد و همین موضوع باعث شد تا به ستاد فرماندهی اعلام کنیم که اکیپ های دیگر را نیز به محل اعزام کنند. به منطقه که رسیدیم با حجم گسترده ای از آتش سوزی روبرو شدیم و به ما اعلام شد 45 واگن واژگون شده که محموله آن گوگرد و مازوت است. واگن ها به ضلع شمالی و جنوبی راه آهن متلاشی شده بودند. تیم آتش نشانی که وارد عمل شد حرارت به قدری بود که از فاصله 50 تا 60 متری نمی شد به آن نزدیک شد. شدت بالای حریق باعث شده بود سقف های منازل مسکونی ضلع شمالی راه آهن به دلیل چوبی بودن، دچار آتش سوزی شود و مردم از ما می خواستند که خانه های آن ها را خاموش کنیم.

در ابتدای کار بی نظمی و به هم ریختگی دیده می شد ولی با رسیدن فخریان، (مدیر عامل وقت سازمان) و دهنوی، (معاون عملیات) یک برنامه عملیاتی چیده شد و نیروها را تقسیم کردند. کم کم ماشین های کمکی از مجتمع فولاد خراسان، شهرداری های خرو، قدمگاه، درود و مشهد و نیروهایی نیز از شهرداری نیشابور به محل اعزام شده و به صورت آماده باش بودند. واگن های بنزین و مازوت در حال سوختن بود و با توجه به اینکه واگن های دیگر درش باز بود، خطر انفجار وجود نداشت و باید می گذاشتند آرام آرام بسوزد.

ساعت 5/7 صبح آتش سوزی تقریبا مهار شده بود و تعداد کمی از مخازن به آرامی در حال سوختن بود.7 واگن حامل پنبه بود که روی هم جمع شده بود و چون این ماده کند سوز است هر چه آب می ریختیم دوباره از داخل آتش می گرفت. برای آبگیری مجدد ماشین ها به نیشابور برگشتیم تا پس از آبگیری و تغییر شیفت نیروها، اگر نیاز بود نیروهای تازه نفس به محل اعزام شوند. با تغییر شیفت من مجددا با آتش نشانان به عنوان نیروی پشتیبان به محل اعزام شدم. در داخل روستای هاشم آباد ماشین اداره برق مشغول کار بود که برای چند ثانیه ما و ماشینی که از مجتمع فولاد آمده بود، مجبور به توقف شدیم به محض باز شدن مسیر حدود ساعت 9:37 دقیقه صبح انفجار مهیبی رخ داد که ما در مسیر موج آن قرار گرفتیم. آن لحظه فقط اشیا و مصالح معلق در هوا را می دیدم که به سمت ماشین می آمد و از روی آن رد می شد ، موج انفجار به شدت ما را به صندلی چسبانده بود و تا 30 ثانیه پس از آن اشیا بر روی ماشین فرود می آمد.در اثر موج انفجار دو همکار من گیج شده بودند و من که وسط ماشین نشسته بودم کمی وضعیتم بهتر بود.

گفته می شد انفجار در قسمت واگن های پنبه اتفاق افتاده ولی دلیل آن مشخص نبود که چگونه این انفجار ریل راه آهن با آن زیر سازی محکم را تا چند متر گود کرده بود.

از شدت حادثه همین را بگویم که تمام خانه ها تخریب شده بود. قبل از حادثه خانه دو طبقه ای در کنار ما بود که پس از آن تبدیل به نیم طبقه شده بود و مادری را دیدم که تقاضای کمک برای بیرون آوردن فرزندش از زیر آوار می کرد. پس از خارج کردن بچه از زیر آوار مادرش به گلویم اشاره کرد و گفت مجروح شده ام که من تا آن لحظه متوجه نشده بودم.

همه سر در گم بودند و در آن لحظه ارتباط بی سیم ها نیز قطع شده بود. بیشتر آمار تلفات با توجه به فضای باز ضلع جنوبی راه آهن، مربوط به آن قسمت بود و ضلع شمالی که منازل مسکونی بود کاملا تخریب شده و تعدادی نیز زیر آوار مانده بودند و هر کسی که در فاصله 500متری محل حادثه بود، جان خود را از دست داد.

در زمان انفجار کمترین تعداد نیروهای ما در منطقه حاضر بودند که در اثر این حادثه تلخ علاوه بر 8 آتش نشان از نیشابور، تعدادی نیز از آتش نشانی قدمگاه، درود، خرو و مشهد به شهادت رسیدند.

تا آنجایی که اطلاع داشتم اعلام کرده بودند که مردم منطقه منازل را تخلیه کرده و از حریق فاصله بگیرند تا اگر انفجاری رخ داد به کسی آسیبی نرسد ولی متاسفانه در این حادثه و سایر حوادث مردم در محل تجمع نموده و به هشدارهای آتش نشانان توجه نمی کنند!

به هر طریقی بود اطلاع رسانی شد و اکیپ ها ی دیگر آمدند و آمبولانس ها در اول روستا متوقف شدند و اعلام کردند هر کس مجروح شده خود را به آن ها برساند تا به نیشابور منتقل شوند، من و دو نفر آتش نشانی که همراهم بودند به دلیل مجروحیت به نیشابور آمدیم...


جمعی از شهدای آتش نشان در حادثه انفجار قطار نیشابور

روحشان شاد و یادشان گرامی...


منابع:

خبرگزاری فارس

پورتال جامع اطلاع رسانی نیشابور